۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

کافران بی نام

ممد خلاصه رفتی و جات خالیه چون زندگی اینجا خوش و حالیه

۱۳۸۹ خرداد ۱, شنبه

سوم خرداد - بیست و هشتمین سالروز آزادسازی خرمشهر

پس از حمله سراسری عراق درتاریخ ۱۳۵۹/۶/۳۱ عملاً خرمشهر از بعدازظهر همان روز زیر آتش سنگین ارتش عراق قرار گرفت و سرانجام پس از ۳۵ روز مقاومت نیروهای مردمی، در تاریخ ۴ آبان ماه ۱۳۵۹ اشغال شد. اما پس از ۵۷۵ روز در ساعت ۱۱ صبح روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ در قالب عملیات بیت المقدس (مشترک بین سپاه و ارتش) آزاد شد. تلفات ایران در جریان این عملیات ۶٬۰۰۰ کشته (۴٬۴۶۰ سپاهی و ۱٬۰۸۶ ارتشی) و ۲۴۰۰۰ زخمی بود.پس از عقب راندن نیروهای عراقی از خرمشهر، صدام حسین خواستار آتش‌بس فوری میان دو کشور شد. آیت‌الله خمینی این آتش‌بس را رد کرد و چهار شرط برای آتش‌بس قرار داد:۱-آزادسازی قصر شیرین و عقب‌نشینی عراقیها تا مرزهای بین‌المللی ۲-پرداخت غرامت۱۵۰ میلیارد دلاری ۳-بازگشت شیعیان رانده‌شده از عراق ۴-برکناری و محاکمه صدام حسین. بسیاری از تحلیل گران میگویند که اگر در آن زمان خمینی آتش بس را با سه شرط اول پذیرفته بود جنگ هشت ساله ایران و عراق، دومین جنگ طولانی قرن بیستم بعد از جنگ ویتنام و بالاتر از جنگ جهانی اول، به یکی از فجایع بشری تبدیل نمیشد.
برای بزرگداشت این روز به این موسیقی که در سوگ محمد جهان آرا و از روی یک نوحه قدیمی بوشهری ساخته شده گوش کنید . محمد جهان آرا یکی از فرماندهان سپاه، متولد خرمشهر و از افراد کلیدی در عملیات آزادسازی بود که چند ماه قبل از پیروزی عملیات در سانحه هوایی کشته شد
http://www.youtube.com/watch?v=NLIq5939FnM.
جدیدا این آهنگ توسط گروه گوزکغ بازسازی شده و قسمتهایی به آن اضافه شده که گویای اوضاع سالهای بعد از کشته شدن جهان آراست، شنیدنش خالی از لطف نیست
http://www.youtube.com/watch?v=UFo9386p-M8

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۸, سه‌شنبه

دکتر محمد مصدق

دکتر مصدق تنها مردی که عکش را روی میز کارم دارم.

دلگیر دلگیرم، از غصه می میرم مرا مگذار و مگذر

گروه شمس

اعدام - حالت تهوع میگیرم از این شعر

"خبر کوتاه‌ بود
اعدام‌ شان‌ کردند!
خروش‌ دخترک‌ برخاست‌
لبش‌ لرزيد
دو چشم‌ خسته‌اش‌ از اشک‌ پر شد
گريه‌ را سر داد
و من‌ با کوششی‌ پر درد
اشکم‌ را نهان‌ کردم‌
چرا اعدامشان‌ کردند؟
می‌پرسد ز من‌، با چشم‌ اشک‌آلود
عزيزم‌، دخترم‌
آنجا شگفت‌انگيز دنيايی‌ست‌
دروغ‌ و دشمنی‌ فرمانروايی‌ می‌کند آنجا
طلا، اين‌ کيميای‌ خون‌ انسان‌ها
خدايی‌ می‌کند آنجا
شگفت‌انگيز دنيايی‌ست‌
که‌ همچون‌ قرن‌های‌ دور
هنوز از ننگ‌ آزار سياهان‌، دامن‌ آلوده‌ست‌
در آنجا حق‌ و انسان‌ حرف‌های‌ پوچ‌ و بيهوده‌ست‌
در آنجا رهزنی‌، آدم‌کشی‌، خون‌ ريزی‌ آزادست‌
و دست‌ و پای‌ آزادی‌ در زنجير
عزيزم‌، دخترم‌
آنان‌ برای‌ دشمنی‌ با من‌
برای‌ دشمنی‌ با تو
برای‌ دشمنی‌ با راستی‌ اعدام‌ شان‌ کردند
و هنگامی‌ که‌ ياران‌
با سرود زندگی‌ بر لب‌
به‌ سوی‌ مرگ‌ می‌رفتند
اميد آشنا می‌زد چو گل‌ در چشمشان‌ لبخند
به‌ شوق‌ زندگی‌، آواز می‌خواندند
و تا پايان‌ به‌ راه‌ روشن‌ خود با وفا ماندند
عزيزم‌
پاک‌ کن‌ از چهره‌ اشکت‌ را، ز جا برخيز
تو در من‌ زنده‌ای‌، من‌ در تو
ما هرگز نمی‌ميريم‌
من‌ و تو با هزارانِ دگر
اين‌ راه‌ را دنبال‌ می‌گيريم‌
از آن‌ ماست‌ پيروزی‌
از آن‌ ماست‌ فردا
با همه‌ شادی‌ و بهروزی‌
عزيزم‌
کار دنيا رو به‌ آبادی‌ست‌
و هر لاله‌ که‌ از خون‌ شهيدان‌ می‌دمد امروز
نويد روز آزادی‌ست‌." هوشنگ ابتهاج(ه ا سايه)
به اميد روزی که انسان ها برای بيان عقايد خود به بند کشيده نشوند و مجازات اعدام از صحنه روزگار حذف گردد.

کلمبیا جایی است که در آن - 1

کلمبیا جایی است که در آن برنامه کلاسهای دانشگاه براساس برنامه بازیهای جام جهانی چیده میشود - مبادا تداخل کنند
کلمبیا جایی است که در آن حس شیرین پس گرفتن چسب زخم به جای پول خرد را هر چند روز یکبار مزه مزه میکنی.
کلمبیا جایی است که در آن رئیس دانشگاه شلوارش را جلوی دانشجو ها می کشد پایین و بعد از چند ماه شهردار میشود.

ایسنا: در آلمان استفاده از اينترنت براي تماشاي بازي هاي جام جهاني 2010 در محل کار به قيمت از دست رفتن آن موقعيت شغلي تمام خواهد شد.
رها: در کلمبیا واحد منابع انسانی از تمامی کارکنان دعوت میکند که مسابقات را دور هم در آمفی تئاتر روی پرده بزرگ تماشا کنند

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۶, یکشنبه

امان از چند چیز

یک - امان از دختری که ساعت بیولوژیکی اش درحال تیک تاک کردن باشه، یعنی کسی که شدیدا دلش بچه بخواد و حس کنه که سن بچه دار شدنش داره کم کم میگذره - چنین دختری هرجور که شده و با حس قوی غریزی که داره یکی رو خفت میکنه که حامله اش کنه! اگر شده فقط یارو حامله کنه و بره هم دربدترین حالت قبوله ولی ترجیحا جوری خفت میکنه که پدر بچه تا آخر عمرش نفهمه که چطور شد که یهو خانواده دار شد

دو- امان از پسری که حس کنه سن ازدواجش هنوز نرسیده و به اندازه کافی حال و هول نکرده - همچین پسری اگه شده پری دریایی، عشق جاودانی، زن زندگانی، هوری بهشتی هم سر راهش قرار بگیرن یه جوری میپیچونه که طرف نفهمه چه جوری فر خورده

سه - امان ا ز پسری که بحران میان سالی رو تو حوالی سی و پنج و چهل پشت سر بذاره، بعد برادر کوچکترش یا دوست صمیمیش هم ازدواج کرده باشه و یه دختر با نمک دو سه ساله داشته باشه که به این بگه عمو - این پسر به یکباره تو سرزنان راه میافته دور شهر دنبال تشکیل خانواده و اونوقت همون اولین انی که سر راهش قرار میگیره رو میگیره میبره و یه عمری هم خودش زجر میکشه هم طرف

حالا این وسط حداقل اگه دسته یک و دسته سه بهم برخورد کنن باز میگی طرفین با یک هدف مشترک ازدواج کردن ولی در کل میشه نتیجه گرفت که تعداد بسیار زیادی از ازدواجها خصوصا در دوران امروزی از روی تخم صورت میگیره و نه به دلیل خاصی مثل اینکه ما دونفر حس کردیم که میخواهیم با هم باشیم و زندگی رو تقسیم کنیم।