۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۶, یکشنبه

امان از چند چیز

یک - امان از دختری که ساعت بیولوژیکی اش درحال تیک تاک کردن باشه، یعنی کسی که شدیدا دلش بچه بخواد و حس کنه که سن بچه دار شدنش داره کم کم میگذره - چنین دختری هرجور که شده و با حس قوی غریزی که داره یکی رو خفت میکنه که حامله اش کنه! اگر شده فقط یارو حامله کنه و بره هم دربدترین حالت قبوله ولی ترجیحا جوری خفت میکنه که پدر بچه تا آخر عمرش نفهمه که چطور شد که یهو خانواده دار شد

دو- امان از پسری که حس کنه سن ازدواجش هنوز نرسیده و به اندازه کافی حال و هول نکرده - همچین پسری اگه شده پری دریایی، عشق جاودانی، زن زندگانی، هوری بهشتی هم سر راهش قرار بگیرن یه جوری میپیچونه که طرف نفهمه چه جوری فر خورده

سه - امان ا ز پسری که بحران میان سالی رو تو حوالی سی و پنج و چهل پشت سر بذاره، بعد برادر کوچکترش یا دوست صمیمیش هم ازدواج کرده باشه و یه دختر با نمک دو سه ساله داشته باشه که به این بگه عمو - این پسر به یکباره تو سرزنان راه میافته دور شهر دنبال تشکیل خانواده و اونوقت همون اولین انی که سر راهش قرار میگیره رو میگیره میبره و یه عمری هم خودش زجر میکشه هم طرف

حالا این وسط حداقل اگه دسته یک و دسته سه بهم برخورد کنن باز میگی طرفین با یک هدف مشترک ازدواج کردن ولی در کل میشه نتیجه گرفت که تعداد بسیار زیادی از ازدواجها خصوصا در دوران امروزی از روی تخم صورت میگیره و نه به دلیل خاصی مثل اینکه ما دونفر حس کردیم که میخواهیم با هم باشیم و زندگی رو تقسیم کنیم।

0 نظرات:

ارسال یک نظر