انتخابات ریاست جمهوری کلمبیا درپایان ماه می برگزار میشود. کاندیدای حزب تازه تاسیس سبز که اقبال نسبتا خوبی برای پیروزی در انتخابات دارد و فعلا در نطر سنجی ها در رتبه دوم قرار دار شخصیت بسیار جالبی است. این فرد با نام آنتاناس موکوس دکترای ریاضی دارد و سابقا رییس دانشگاه ملی کلمبیا در بوگوتا بوده. یکبار در یکی از جلسات اعتراضی دانشجویان نسبت به افزایش شهریه برای پاسخگویی حاضر میشود اما دانشجویان به او اجازه صحبت نمیدهند و مدام سرو صدا و اعتراض میکنند. پس از مدتی که موکوس برای ساکت کردنشان تلاش بی نتیجه میکند ناگهان میچرخد و پشت به دانشجویان می ایستد وشلوارش را پایین میکشد و مسلما با اینکار به هدف خودش میرسد و همه را ساکت میکند. بعد از این جلسه فورا از سمت ریاست دانشگاه برکنار میشود اما این جریان به موضوع داغی در رسانه ها تبدیل میشود و باعث میشود که نام موکوس سر زبانها بیافتد। او هم از فرصت استفاده کرده و در انتخابات شهرداری بوگوتا شرکت میکند و صد البته که پیروز هم میشود. برای دو دوره متوالی شهرداربسیار محبوب و موفق بوگوتا میشود و سپس حزب سبز را پایه گذاری میکند تا برای انتخابات ریاست جمهوری تلاش کند.
غیر از این شلوار پایین کشیدن کارهای عجیب و جالب و خلاقانه بسیاری در جلسات و جوامع عمومی انجام داده که در کل بسیار مورد توجه و ستایش مردم کلمبیا قرار گرفته. هفته گذشته شایعه ای بر سر زبانها افتاد که موکوس مبتلا به بیماری پارکینسون است و چیزی نگذشت که تمام کانالهای رادیویی و تلویزیونی به نقل و تحلیل این شایعه پرداختند و هرچی دکتر مغز واعصاب در کل کشور بود بسیج شد تا نظر بدهد، تا اینکه بالاخره به عقل یکی رسید که از خود موکوس سئوال کند او هم خیلی رک و راست جواب داد بله من این بیماری را دارم و بیماریم در حدی است که دستم هنگام نوشتن کمی لرزش دارد اما به خوبی از عهده کارهایم بر می آیم و قبل از کاندیدا شدن هم یک سری آزمایش کامل انجام داده ام برای اینکه مطمئن شوم این بیماری اثری روی توانایی من نخواهد گذاشت که نتیجه خوب بوده. همین اعتراف ساده به کل قضیه پایان داد.
حالا این جریان را مقایسه کنید با ماجرای انتخابات در آمریکا، یک مثال ساده میزنم برای یاد آوری: در سال دوهزاروچهار که هوارد دین میخواست کاندیدای حزب دمکرات بشود. در یکی از سخنرانی های اولیه از سر شور و هیجان فقط یک فریاد ملایم کشید و همان فاتحه اش را برای تمام زندگی سیاسی اش خواند. انتخابات ایران هم که دیگر بماند خودتان بهتر میدانید.
غیر از این شلوار پایین کشیدن کارهای عجیب و جالب و خلاقانه بسیاری در جلسات و جوامع عمومی انجام داده که در کل بسیار مورد توجه و ستایش مردم کلمبیا قرار گرفته. هفته گذشته شایعه ای بر سر زبانها افتاد که موکوس مبتلا به بیماری پارکینسون است و چیزی نگذشت که تمام کانالهای رادیویی و تلویزیونی به نقل و تحلیل این شایعه پرداختند و هرچی دکتر مغز واعصاب در کل کشور بود بسیج شد تا نظر بدهد، تا اینکه بالاخره به عقل یکی رسید که از خود موکوس سئوال کند او هم خیلی رک و راست جواب داد بله من این بیماری را دارم و بیماریم در حدی است که دستم هنگام نوشتن کمی لرزش دارد اما به خوبی از عهده کارهایم بر می آیم و قبل از کاندیدا شدن هم یک سری آزمایش کامل انجام داده ام برای اینکه مطمئن شوم این بیماری اثری روی توانایی من نخواهد گذاشت که نتیجه خوب بوده. همین اعتراف ساده به کل قضیه پایان داد.
حالا این جریان را مقایسه کنید با ماجرای انتخابات در آمریکا، یک مثال ساده میزنم برای یاد آوری: در سال دوهزاروچهار که هوارد دین میخواست کاندیدای حزب دمکرات بشود. در یکی از سخنرانی های اولیه از سر شور و هیجان فقط یک فریاد ملایم کشید و همان فاتحه اش را برای تمام زندگی سیاسی اش خواند. انتخابات ایران هم که دیگر بماند خودتان بهتر میدانید.
0 نظرات:
ارسال یک نظر